ساعت: ۰۸:۲۷:۰۷
|
امروز: یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
اخبار مهم :
|
سرویس خبر: آخرین اخبار, دانشگاه, فرهنگی اجتماعی, گفتگو, مهم ترین خبر ها
کد خبر: 36865
تاریخ مخابره: دوشنبه ۲۷ شهریور ۹۶
زمان مخابره: ۱۷:۰۸
اشتراک گذاری داغ کن - کلوب دات کام اشتراک گذاری در فیس بوک
امتیاز دهی
امکانات
گروه دانشگاه "موج چهارم":
گفتگو پیرامون “جایگاه ادبیات در دانشگاه”/ادبیات در دانشگاه از فضای ادبیات جامعه جداست/دانشگاه ما شاعر پرور نیست

اگر رهبر انقلاب به این شکل در عرصه ادبیات و هنر انقدر مشتاق نبودند و اهمیت نمی دادند شاید ما الان اینجا ننشسته بودیم و نشستی بگذاریم و بخواهیم به مناسبت روز ادب و زبان فارسی گفتگو کنیم.

به گزارش گروه دانشگاه “موج چهارم”،۲۷ شهریور ماه روز ادب و زبان پارسی نامگذاری شده است. به همین مناسبت نشستی با شاعران موفق دانشجو پیرامون چالش ها و فرصت های دانشگاه در تربیت ادیب و شاعر با حضور آقای دکتر حامد صافی دکتری زبان و ادب فارسی، خانم زهرا آراسته نیا دانشجوی کارشناسی فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه  شهید چمران و خانم فاطمه مصطفایی دانشجوی دکتری ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران صورت گرفته است که در ادامه متن گفتگو ها را مطالعه می کنیم.

موج چهارم: ضمن عرض تبریک روز ادب و زبان فارسی خدمت شما شاعران عزیزی که قبول زحمت کردید تا به مناسبت این روز گفتگویی با موضوع  آسیب شناسی فعالیت های ادبی در دانشگاه جهت آشنا کردن جامعه دانشگاهی اعم از دانشجویان و اساتید و حتی کارمندان دانشگاه ها با چالش ها  ادبیات در دانشگاه  که مخاطبین ما را تشکیل می دهند، داشته باشیم. پیشنهاد می کنیم با آسیب شناسی جریان ادبی در دانشگاه بحث را آغاز کنیم.

 فاطمه مصطفایی: در بحث آسیب شناسی فکر می کنم باید توضیح بدهیم ادبیات چیست؟ کارکرد آن چیست؟ چه در محیط دانشگاه باشد و یا خارج آن.در عین حال که ادبیات مخاطب عام دارد ولی وقتی می خواهید درونش را کالبد شکافی کنید باید از منظر تخصصی نگاه ویژه ای به آن کرد. در واقع ادبیات با هر مکتب و مشربی که بهش نگاه کنیم، به این نکته می رسیم که ادبیات تجربه زیستی هر فرد یا افرادی می تواند باشد. این موضوع برای هر شاخه ای از ادبیات هست از جمله شعر، رمان، داستان کوتاه، حکایت، چه از ادبیات کهن.

103

می توان به این شکل گفت که ادبیات آیینه ای در جلوی روی افراد در اعصار و زمان های مختلف تاریخی و تجربه و زیست های مختلفی از همه و یا قسمتی از زندگانیشان قرار داده است. این خیلی با ارزش است.

یکی از ویژگی های خوب ادبیات این است که میراثدار تجربه زیست افراد در طول تاریخ است. لذا اگر بخواهیم در ادامه موردی را به عنوان آسیب و اشکال مطرح و معرفی کنیم این است که جریان دلسوز انقلاب ارزش ها و دغدغه های خوب انقلابی را کم تبلیغ کرده است. الان شما می بینید در فضای دانشگاهی در درون دانشگاه تجربیات و آثاری معرفی و تبلیغ می شود اگر نخواهم بگویم کاملا بر ضد ارزش هایی بوده که مردم برای آن ها انقلاب کرده اند در بهترین وجه می توانم بگویم که حمایت کننده این دیدگاه نبوده است. چه در حوزه رمان، شعر، و حتی در حوزه ادبیات کهن. مثلا شاعری را از بین شعرای کهن ما برای دانشجویان بزرگ و برجسته می کنند که خیلی راحت می شود از آثار وی به تفسیری  پوچ گرایانه رسید.

موج چهارم: منظور شما این است که اگر ما تاریخی داشته باشیم که مورخان نویسنده آن هستند از سویی شاعران و ادبا هم با بیان عواطف و گاهی شرح وقایع نوعی تاریخ مردمان هم دوره خودشان را مکتوب و برای آیندگان به عنوان میراث می گذارند. مثل کتاب بینوایان که در قالب رمان  وقایع آن دوره فرانسه را ترسیم می کند.

فاطمه مصطفایی: بله. ولی عمده صحبت بنده درباره این است که با تفکری که توانستیم انقلاب کنیم نتوانستیم همچون مثالی که زدید آثاری ارزنده تولید و تبلیغ کنیم که همه با آن آشنا بشوند. حالا در کنارش برنامه های رو و سطحی اجرا می شوند که گاهی برخی از کلید واژه های مذهبی و انقلابی را یدک می کشند ولی راضی کننده نیست. مساله فکر و ایدئولوژی هست. فکر عدالت خواهی، ظلم ستیزی همین فکر ها و ارزش هایی که در انقلاب ما بود.

دکتر حامد صافی: مهمترین آسیبی که ادبیات آکادمیک دارد این است که دانشجوی علاقمند به شعر و ادبیات با ذوق فراوان به دانشکده ادبیات مراجعه می کند ولی در آخر شاعر نخواهد شد، این است که ادبیات در دانشگاه از فضای ادبیات جامعه جداست. ادبیاتی که در دانشگاه خوانده می شود حتی شعر معاصری که خوانده می شود آن چیزی نیست که در جامعه ما در حال وقوع است. دلیلش این است که اساسا دانشگاه یک قدم عقب تر از جامعه است. یک  تحولی در جامعه رخ می دهد بعد محیط دانشگاه متاثر از آن رخداد می شود. نمونه اش را در شعر نیمایی مشاهد کردیم. اولین  مخالفان نیما دانشگاهیان بودند و وقتی که شعر نیمایی این تحول را رقم زد و تثبیت شد، حالا دانشگاه می آید کتاب می نویسد، تدریس می کند و همایش و جوایزی هم احتمالا ترتیب می دهد. پس عقب بودن دانشگاه هم ربطی به امروز و دیروز ندارد مسبوق به سابقه است. شاید در رشته های دیگر هم همینطور باشد.

4

حالا یک جوان هیجده ساله به دانشگاه می آید علاقمند هم هست و احتمالا چیزهایی هم مکتوب کرده است. خب احتمالا اول با خودش می گوید که به دانشکده ادبیات و گروه ادبیات و به ملاقات اساتید ادبیات برود. با سد عظیمی از شیوه تفکری اساتید مواجهه می شود. دانشگاه بخاطر اساتیدی که دارد از جامعه عقب می افتد. وقتی استادی هنوز سرش توی نسخه های قدیمی هست دیگر فرصت نمی کند به اوضاع حال و به پیگیری اتفاقات  روز ادبیات بپردازد و هرگز فرصت تربیت ادیبان جوان را پیدا نمی کند.

لذا به دانشجویی که ذوق ادبی دارد دانشکده ادبیات را توصیه نمی کنم. در دانشگاه خبری نیست!!!.

حالا باید دید که انجمن ها به چه صورت هستند. سال ۸۲ که به عنوان دانشجو در انجمن های ادبی دانشجویی شرکت می کردم متاسفانه فضای مشمئز کننده و نا پسندی بود. همه چیز غیر از شعر بود. در سطح شهر هم فضا و بستر مناسبی که بشود شعر و اثر خودت را عرضه کنی و دوستانی شما را راهنمایی و نقد کنند نبود.

لذا فعالیت های ادبی به دلیل حضور در دانشگاه با اساتیدی که اشاره کردم و از طرفی انجمن ادبی نامناسب و نبود حلقه ها و انجمن های ادبی در سطح شهر ضربه سختی را به دانشجویان علاقمند به  شعر و ادب می زند. لذا نمی توان گفت دانشگاه شاعرساز هست. اساسا دانشگاه ما شاعر پرور نیست.

شاعری وارد دانشکده شد، ذوق خود را به نگهبانی داد

دانشگاه علوم پزشکی اهواز در برهه ای شاعر ساز بود. بچه هایی که در انجمن شعر و ادب بودند بچه های فعالی بودند. بچه های پزشکی ورودی ۸۹ تا قبل از شروع دروس عملی، شاهد جلسات خوب با محتوای خوبی بودیم. پنجاه تا هفتاد نفر در جلسات ادبی  حضور پیدا می کردند. این فضا بود و چند نفری هم پرورش پیدا کردند. لذا در این فضایی که کار مدون و چشم اندازی ترسیم نشده است نمی توان به آینده این امر در جامعه و خصوصا دانشگاه امیدوار بود.

حالا ما از شعر انقلابی، ادبیات انقلابی و دانشگاه انقلابی صحبت کنیم. نهایتا می رسیم به جلسات نیمه رمضان رهبر انقلاب که اگر این هم نبود ما می خواستیم چه بکنیم. واقعا آسیب زیاد هست درد و دل زیاد هست. سخت می شود تصور ده سال آینده را تصور مثبتی کرد. وقتی سید حسن حسینی و قیصر امین پور را کنار می گذاریم شاعر نزدیک به سطح این ها را دیگر نمی توانیم پیدا کنیم. یعنی بعد از چهل سال نتوانستیم در فضای پس از انقلاب دو نفر شاعر تمام عیار از لحاظ شعری و فنی که همه قبولشان داشته باشند پرورش دهیم. زیرا سید حسن و قیصر محصول انقلاب نیستند درست است که شعرشان را بعد از انقلاب عرضه کردند از این نظر می گویم محصول انقلاب نیستند، یعنی شاعر تربیت شده در زمان انقلاب نبوده اند.

موج چهارم: پس اگر در انجمن ادبی فردی پرتلاش و با استعداد مسئول و دبیر بود ممکن است خروجی داشته باشیم و شاعری تربیت بشود درغیراینصورت ثمری نمی بینیم. به تعبیری فعالیت های ادبی در دانشگاه ها بسیار قائم به شخص است.

زهرا آراسته نیا: کاری که در دانشگاه صورت می گیرد از طرفی باید دانشجویی باشد و از طرفی سفارشی از ارگان های گوناگون هم نباشد که دو حالت رخ می دهد یا دانشجویان متولی این امر خودشان مشتاق و صاحب ایده هستند که منجر به زایندگی و کار خوب و اثر بخش می شود خب اگر غیر از این باشد چیزی می شود که الان می بینیم. گروه های ادبی نامطلوب در دانشگاه و نبودن بستر رشد مناسب شاعر دانشجو در دانشگاه.

7

فاطمه مصطفایی: نکته مهم خواست و طلب از سوی جریان دلسوز انقلاب هم در به شکل گیری و به ثمر نشستن فعالیت های ادبی بسیار مهم است. باید برای ثمر نشستن موضوعی طلب و خواست هم وجود داشته باشد تا دچار آفت قائم به فرد بودن نشویم.

موج چهارم:  می شود گفت که باید از مسئولین دانشگاه ها بخواهیم یک فضای جاری و ساری را همیشه در دانشگاه داشته باشیم که دانشجویان ادیب نخواهند از صفر شروع کنند. حال اینکه ما منتظر این هستیم که یک دانشجوی ادیب بیاید این کار را انجام بدهد. نظر شما چیست؟

فاطمه مصطفایی: باید ریشه یابی کرد دلیل این امر کجاست؟ احتمالا به قبل از ورود به دانشگاه و دوران تحصیلات قبل از دانشگاه بر می گردد. اگر قرار فردی تربیت بشود که موثر در دانشگاه باشد احتمالا وجوه دیگر را در خودش تقویت می کند و رشد می دهد.

موج چهارم:  البته مثال نقض هم داریم مثلا چرا شور و حرارت جریانات و فعالیت های سیاسی نمی خوابد؟ زیرا به قول خانم مصطفایی طلبش هست. همانطور که برای مسائل سیاسی و اعتقادی دانش آموزان را قبل از ورود به دانشگاه مورد تربیت قرار می گیرند ولی چرا از جهت ادبی شاهد همچین اقداماتی نیستیم؟

دکتر حامد صافی: شما در دوره معاصر نگاه کنید ادبیات و هنر در دست جریان روشنفکری بوده است. شاید شبه روشنفکری. فضای مناسبی چه از لحاظ ظاهری و چه از لحاظ محتوایی وجود نداشت. لذا نسل پدر و مادرهای ما این هنر و ادبیات را نوعی قرطی بازی می دانستند. اگر دایی من شاعر نبود و انجمن ادبی نداشت شاید با این پدر و مادرم اجازه ورود نداشتم.

در سطح کلان اگر رهبر انقلاب به این شکل در عرصه ادبیات و هنر انقدر مشتاق نبودند و اهمیت نمی دادند شاید ما الان اینجا ننشسته بودیم و نشستی بگذاریم و بخواهیم به مناسبت روز ادب و زبان فارسی گفتگو کنیم. ولی وقتی شخص اول مملکت اولویتش می شود هنر ،که البته با کمی دقت می فهمیم که همه چیز در اولویت ایشان هست، این نگاه اولویت دار در بقیه سطوح هم بوجود می آید. انجمن های ادبی زیاد می شود و انگیزه ای ایجاد می شود که در محضر ایشان در محفل ادبی حضور پیدا کنند.

حتی این آسیبی که مطرح شد باز هم بر می گردد به همین مساله. دقت کنید که وقتی مساله های گوناگونی متوقف به فرد هست و انقلاب اسلامی فرصت نکرده مدیر فرهنگی تمام عیار تربیت کند یعنی هنوز نتوانستیم  فضای ادبی و هنری را ارزش گذاری کنیم.

فاطمه مصطفایی:  بخاطر این است که متاسفانه نظریه پردازی و شاخصی معرفی نشده است. هنوز در بعد نظری اقدام مناسبی صورت نگرفته است.

دکتر حامد صافی: دوباره می رسیم به این نکته که انسان کارآمد تربیت نکردیم. ما مدیر فرهنگی تمام عیار تربیت نکردیم که حتی اگر ذوق ادبی ندارد ولی انقدر بفهمد که این مساله اهمیت دارد اگر ذوق هم ندارد باید در خودش به وجود بیاورد.

زهرا آراسته نیا: یکی از اساسی ترین مشکلات ما هم این است که اگر هم بخواهند بپردازند عوضی می پردازند. مثلا در موضوع دانشجویی شده برای قشری کلاس و فرصتی مهیا کردیم و حاضر و علاقمند به موضوع ادبیات شدند مدیران می خواهند لا به لای  درگیر کارهای اجرایی مختلف به شکل کاملا دم دستی و گذرا به فعالیت ادبی هم بپردازند. آن شخص مدیر باید بداند که شعر تولید کردن یک آسایش خاطری می خواهد ولی این را نمی بینیم که دوستان ما به علاقمندان این فرصت را بدهند که بتوانند در عرصه ادبی هم موثر باشند.

1

فاطمه مصطفایی: همینطور که خانم آراسته نیا گفتند مثلا دوستان تصمیم گیر، تصمیم می گیرند که الان ۲۰ تا شعر با موضوع انرژی هسته ای تولید بشود. این نگاه زاییده تفکر خشک و مکانیکی هست که از بالا ابلاغ کنیم برای فلان موضوع این تعداد شعر سروده شود این تعداد همایش و جشنواره باشد به نحوی فکر تکنوکراتی در عرصه ادبی هست. باید از علوم انسانی به علوم مهندسی رفت ولی الان این رویه برعکس هست.

موج چهارم: در پایان توصیه شما به شاعران جوان دانشجو چیست؟

زهرا آراسته نیا: پیشنهاد می کنم اول اینکه دنبال یک انجمن ادبی خوب باشند که بسیار موثر هست. «انجمن شعر آفتاب اهواز» را بهترین محفل برای این کار می دانم. به دلیل اینکه در آنجا از سلایق مختلف شعر  خوانده می شود  و بدون جبهه گیری علیه خود شاعر ، شعر را مورد نقد  قرار می دهند که بسیار می تواند به شاعران جوان کمک کند. دربرخی از انجمن ها متاسفانه برعکس عمل می شود، اگر از شاعر خوششان بیاد شعرش فارغ از کیفیتش مورد تایید قرار می گیرد و اگر هم خوششان نیاید شعر خوب او هم را تایید نمی کنند. پیشنهاد بعدی من این است که در درون دانشگاه خودشان را پیدا کنند و با راه اندازی پاتوق های ادبی در مورد شعر و ادبیات بحث و گفتگو کنند.

فاطمه مصطفایی:

 ” طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک /  چو درد در تو نبیند که را دوا بکند”

ما مسیح و طبیب زیاد داریم، شهید مطهری، شهید بهشتی داریم و خیلی بیشتر هم داریم که نمی شناسیم الان در گمنامی هستند و تا آخر هم می مانند و ما نمی شناسیم زیرا که  ما درد نداریم اگر بچه های انقلابی که در نعمت های زیادی مثل آرامش و امنیت بسر می برند واقعا درد داشتند و طالب بودند وضعیت بهتری داشتیم.

اما در مورد توصیه ای که فرمودید عرض کنم سه عنوان و سه مهم را باید اشاره کنم:

اول: مطالعه

دوم: پروش فکر

 سوم: پشتکار داشتن و دلسرد نشدن

هر شخصی حتما یه جوششی از هنر دارد. این جوشش ارزشمند هست و اینکه دلسرد نشویم و با مطالعه فکر و استعدادمان را پرورش بدهیم.

دکتر حامد صافی: مطالعه فراموش نشود. گونه های مختلف ادبی را مورد مطالعه قرار بدهید و در نهایت حتما چه در دانشگاه و چه در شهری که هستند یک انجمن خوب ادبی را پیدا کنند که بتوانند شعرش را عرضه و نقد کنند.

موج چهارم: بسیار سپاسگذاریم که وقت ارزشمندتان در اختیار ما قرار دادید.

ایمیل سایت خبری – تحلیلی موج چهارم جهت ارسال اخبار :

moje4news.khz@gmail.com

moje4news@chmail.ir

 


دیدگاه شما


آخرین خبرها
طراحان دیدنا